بر تَل خاکی نشسته بودم که خدا آمد و کنارم نشست !گفت : مگر کودک شده ای که با خاک بازی میکنی !؟!گفتم : نه ولی از بازی آدمهایت خسته شده ام !همان هایی که حس می کنند هنوز خاکم و روح تو در من دَمیده نشده !من با این خاک بازی میکنم تا آدمهایت را بازی ندهم !
برچسب:
نویسنده: یاسین احمدی
تاريخ: دوشنبه
8 شهريور
1400 ساعت: 0:35